حدیث روزانه

چقدر خوبه مومن باشیم!4

وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیَعْتَذِرُ إِلَى عَبْدِهِ الْمُحْوِجِ [الَّذِی‏] کَانَ فِی الدُّنْیَا کَمَا یَعْتَذِرُ الْأَخُ إِلَى أَخِیهِ فَیَقُولُ لَا وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا أَفْقَرْتُکَ لِهَوَانٍ کَانَ بِکَ عَلَیَّ فَارْفَعْ هَذَا الْغِطَاءَ فَانْظُرْ مَا عَوَّضْتُکَ مِنَ الدُّنْیَا فَیُکْشَفُ لَهُ فَیَنْظُرُ مَا عَوَّضَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الدُّنْیَا فَیَقُولُ مَا ضَرَّنِی یَا رَبِّ مَعَ مَا عَوَّضْتَنِی‏.

از امام جعفر صادق عَلَیْهِ السَّلَامُ (نقل شده است که) فرمود:

همانا خداوند عزّ وجلّ (در آخرت) از بنده ‏اى که در دنیا نیازمند بوده، عذر خواهى مى ‏کند همانطورى برادر از برادر خود عذر خواهى و پوزش مى ‏طلبد.

پس خداوند مى ‏گوید: نه، (چنین نیست) به عزّت و جلالم سوگند! تو را بجهت بى‏ اعتنایى فقیر نکردم، پرده را بردار و نگاه کن که عوض دنیا چه چیزهایى را عطایت کرده ‏ام، پس چون برایش آشکار گردد نظر مى ‏کند بر آنچه که خداوند عوض دنیا عطایش نموده است؛ و مى‏ گوید: پروردگارا! در آنچه که عوض دنیا برایم قرار داده ‏اى، ضرر نکرده‏ ام.

ترجمه المؤمن، ص:45و43

۳ نظر

چقدر خوبه مومن باشیم!3

وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَزْهَرُ نُورُهُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کَمَا تَزْهَرُ نُجُومُ السَّمَاءِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ وَلِیُّ اللَّهِ یُعِینُهُ وَ یَصْنَعُ لَهُ وَ لَا یَقُولُ عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَ‏ وَ لَا یَخَافُ غَیْرَهُ وَ قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَیْنِ لَیَلْتَقِیَانِ فَیَتَصَافَحَانِ فَلَا یَزَالُ اللَّهُ عَلَیْهِمَا مُقْبِلًا بِوَجْهِهِ وَ الذُّنُوبُ تَتَحَاتُّ عَنْ وُجُوهِهِمَا حَتَّى یَفْتَرِقَا [یَتَفَرَّقَا].

از امام صادق عَلَیْهِ السَّلَامُ (نقل شده است که) فرمود:

همانا نور مؤمن براى اهل آسمان مى‏ درخشد، همان طورى که ستارگان آسمان براى اهل زمین درخشندگى دارند.

وفرمود: بدرستى که مؤمن ولىّ خداست، او را کمک نموده و امورش را اصلاح مى‏ نماید؛ مؤمن سخنى غیر از حقّ در باره خدا بر زبان جارى نمى‏ کند؛ و از غیر خدا هراسى ندارد.

وفرمود: هرگاه مؤمنان با یکدیگر دیدار نموده و مصافحه نمایند، خداوند متعال همیشه با نگاه رحمت بر آنها مى‏ نگرد؛ گناهانشان از وجودشان مى‏ ریزد تا هنگامى که از یکدیگر جدا شوند.

ترجمه المؤمن ؛ ص57 و ص55

۱ نظر

چقدر خوبه مومن باشیم!2

 وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِیمَا أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى علیه السلام أَنْ یَا مُوسَى مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ إِنِّی إِنَّمَا أَبْتَلِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أُعْطِیهِ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ‏وَ أَزْوِی عَنْهُ لِمَا هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا یَصْلُحُ عَلَیْهِ عَبْدِی فَلْیَصْبِرْ عَلَى بَلَائِی وَ لْیَرْضَ بِقَضَائِی وَ لْیَشْکُرْ نَعْمَائِی أَکْتُبْهُ فِی الصِّدِّیقِینَ عِنْدِی إِذَا عَمِلَ بِرِضَائِی وَ أَطَاعَ أَمْرِی‏

داود بن فرقد از ابو عبد اللَّه علیه السلام روایت کرده که حضرت در باره آنچه که خداوند به حضرت موسى وحى فرمود، چنین فرمود:

اى موسى، من چیزى محبوب‏تر از بنده مؤمن در نزد خودم نیافریده ‏ام. من او را با کارهایى که برایش خیر است، آزمایش مى ‏کنم و از او هم هر چه که خیر باشد برایش ذخیره مى ‏سازم (یعنى هم من با آزمایش، خیر برایش بوجود مى ‏آورم و هم همه اعمال خیر او را برایش نگه مى ‏دارم تا در روز قیامت پاداش آنها را بدهم). من به صلاح امور بنده‏ ام از خودش عالمترم. پس به بلاهاى من صبر کن (چون براى تو خیر است) و به نعمتهایم شکر کن و به قضاهاى من راضى باش. وقتى که بنده مؤمنم این کارها را کرد و بر رضاى من عمل نمود و امر مرا اطاعت کرد، او را جزء صدیقان مى ‏نویسم.

(کلیات حدیث قدسى)، ص: 81

۵ نظر

چقدر خوبه مومن باشیم!

عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ‏ فِی قَضَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کُلُّ خَیْرٍ لِلْمُؤْمِن‏.

زراره گفت: از ابو جعفر (امام محمّد باقر) علیه السلام شنیدم که در قضاء خداى عزّ و جلّ مى ‏فرمود:

خیر و سعادت تماماً براى مؤمن است.

المؤمن، ص: 15

۵ نظر

امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف7

وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَکَالانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَتْهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاء.

و امّا وجه انتفاع از من در غیبتم، آن مانند انتفاع از خورشید است چون ابر آن را از دیدگان نهان سازد و من امان اهل زمینم همچنان که ستارگان امان اهل آسمانها هستن.

کمال الدین / ترجمه پهلوان، ج‏2، ص: 239

۲ نظر